تبليغاتX
من و خودم
من و خودم

خرچ خرچ می جوم

سیب زندگیم را...

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت توسط غزال| |
هیچ می دانی

از آن زمان که این جا جا ماندهام چقدر می گذرد؟

... 

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت توسط غزال| |
خداوندا احساساتي آفريدي

كه هيچ جور نميشه كنترلش كرد...!

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت توسط غزال| |
اگه نرفته بودی...

من الان جای دیگری بودم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت توسط غزال| |
نه من برای تو ... هستم

نه تو برای من ... می شوی!

نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت توسط غزال| |
هوس کردم

هوس هایم را سرکوب کنم...!؟!

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت توسط غزال| |
اون جای آدم خالی بند...

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت توسط غزال| |
درد بی پستی گرفتم...

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط غزال| |
خریت پیوستگی داره

 ولی حد نداره...

نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت توسط غزال| |
صبر کنید فلانی من 

از فلان جا برگردد...

آن وقت من میدانم و شما.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت توسط غزال| |
اگر دلم بخواهد یک نفر هست که بخواهم ببوسمش.

اگر دلم بخواهد همه چیز را تغییر میدهم.

اگر دلم بخواهد از این شهر (کشور) هم میروم.

اگر دلم بخواهد با شما به مسافرت هم خواهم آمد.

اگر دلم بخواهد بعضی ها را هم خواهم بخشید.

اگر دلم بخواهد همه شما را دیوانه خواهم کرد.

اگر دلم بخواهد کار هایی خواهم کرد که دهانتان باز بماند.

اگر دلم بخواهد قوانینتان را هم زیر پا خواهم گذاشت.

کاش میفهمیدید !

اگر دلم بخواهد...

 

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت توسط غزال| |
همه تصمیم میگیرن بجز غزال.

راستی سال گاوت مبارک!

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت توسط غزال| |
+ من این کاره نیستم

+خداحافظ

ـتا کی؟

+تا ...؟

*جا خالیشو بعدا" پر میکنم.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
هنرمندان فریبکار

یا

فریبکاران هنرمند؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
توجیح خوبی بود .

میپذیرم ...!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
پس من چی؟

هیچی...

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
من دلم یک دونه ساعت شنی میخواد...

اندازش خیلی مهم نیست ولی دوست دارم رنگ شن هاش بنفش باشه!

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
خلاصه که...
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
زن بودن کار دشواری است.

همچنین مرد بودن...

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
ضعف شخصیتی ...

شخصیت ضعیف ؟

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست...
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
آدم اگه ۱ دوست خیالی داشته باشه

 بهتر از اینه که خیال کنه ۱ دوست واقعی داره...

نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
حال خودت چطوره؟
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
ابهام...

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
نگران من نباش من روزای مرده و سوخته

زیاد دارم...

نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
اطرافیان محترم و نا محترم "عزیز"

میشه پاتونو از رو دم من بر دارین؟

نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
شربتی از لب لعلش نچشیدم و برفت...
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت توسط غزال| |
...؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت توسط غزال| |
کیشمیش دم داره...
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت توسط غزال| |
از اکواریوم من

 تا اقیانوس تو

چه راه درازیست...!

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت توسط غزال| |