از آن زمان که این جا جا ماندهام چقدر می گذرد؟ ... كه هيچ جور نميشه كنترلش كرد...! من الان جای دیگری بودم. از فلان جا برگردد... آن وقت من میدانم و شما. اگر دلم بخواهد همه چیز را تغییر میدهم. اگر دلم بخواهد از این شهر (کشور) هم میروم. اگر دلم بخواهد با شما به مسافرت هم خواهم آمد. اگر دلم بخواهد بعضی ها را هم خواهم بخشید. اگر دلم بخواهد همه شما را دیوانه خواهم کرد. اگر دلم بخواهد کار هایی خواهم کرد که دهانتان باز بماند. اگر دلم بخواهد قوانینتان را هم زیر پا خواهم گذاشت. کاش میفهمیدید ! اگر دلم بخواهد... راستی سال گاوت مبارک! +خداحافظ ـتا کی؟ +تا ...؟ *جا خالیشو بعدا" پر میکنم. اندازش خیلی مهم نیست ولی دوست دارم رنگ شن هاش بنفش باشه! بهتر از اینه که خیال کنه ۱ دوست واقعی داره... میشه پاتونو از رو دم من بر دارین؟
هیچ می دانی
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت
توسط غزال| |
خداوندا احساساتي آفريدي
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت
توسط غزال| |
اگه نرفته بودی...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت
توسط غزال| |
صبر کنید فلانی من
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت
توسط غزال| |
اگر دلم بخواهد یک نفر هست که بخواهم ببوسمش.
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت
توسط غزال| |
همه تصمیم میگیرن بجز غزال.
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت
توسط غزال| |
+ من این کاره نیستم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت
توسط غزال| |
من دلم یک دونه ساعت شنی میخواد...
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت
توسط غزال| |
آدم اگه ۱ دوست خیالی داشته باشه
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت
توسط غزال| |
اطرافیان محترم و نا محترم "عزیز"
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت
توسط غزال| |

